پارت صد و سوم :

مهرداد سرش را پایین می‌اندازد؛ نگاهی به صندلی‌های چوبی خالی می‌اندازد که در این ظهر خاکستری و بارانی، حتی سایه‌ی یک آدم را هم به خود ندیده‌اند. صدای برخورد قطره‌های باران با شیشه‌ی بزرگ کافه، روی سکوت سنگین فضا می‌نشیند. با دستمالی که در دست دارد، لکه‌ی روی میز را محکم‌تر می‌سابد.
- سلام... باید اول دستگاه رو تمیز کنم.
شاهان تازه متوجه‌ی لحن خشک خودش می‌شود. تازه می‌فهمد که

مطالعه‌ی این پارت حدودا ۳۵ دقیقه زمان میبرد.

این پارت ۲ روز پیش تقدیم شما شده است.
آخرین نظرات ارسال شده
  • اکرم بانو

    1

    دلم واسه مهرداد سوخت

    ۱۷ ساعت پیش
  • ...

    0

    ولی اگه شاهان بفهمه بین آرام و دارا چی بوده چی هست به معنای واقعی کلمه خورد و نابود میشه💔💔

    ۱۹ ساعت پیش
  • Tara

    2

    نگین جونم می تونیم به مهران فحش بدیم یا اونم خاکستریه و کاملا گناهکار نیست؟😫

    ۲۱ ساعت پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    عامممم... اونم اشتباهاتی داشته😂😂

    ۲۰ ساعت پیش
  • Tara

    2

    واقعا نمی تونم بپذیرم. آرام نباید این کار رو بکنه

    ۲۱ ساعت پیش
  • Tara

    2

    نباید بگی تو واقعا دوسم داری، باید در ماشین رو باز کنی و به زندگی کثیفت پایان بدی. شاهان داره احساسات خالصانه ش رو برای کی هدر میده؟ برای کسی که حتی کسایی که براش خودشون رو فدا کردن هم ترک کرد؟

    ۲۱ ساعت پیش
  • Tara

    2

    اگه بخوام راستش رو بگم دیگه نه از مهرداد بدم میاد نه از شاهان. از آرام و آرادها بدم میاد که خیلی ها رو بازیچه ی خودشون کردن. اینا هرچی هم نباشن بالاخره آدم که هستن!😐🔪

    ۲۱ ساعت پیش
  • Tara

    2

    پارت قبلی گفتم قرار نبود با حرفای آراد اشک بریزم. ولی این سری واقعا قرار نبود با حرفای مهرداد اشک بریزم🙃

    ۲۱ ساعت پیش
  • .....

    1

    کاشک آرام این کارا با شاهان نمی کرد.دلم براش میسوزه. تو این پارت برای اولین بارر حتی دلم برای مهراد هم سوخت

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    هیچ‌کسسسس تو رمان سفید یا سیاه مطلق نیست🤌🏻

    ۲ روز پیش
  • دریا

    1

    و اینکه هیچ *** مقصر صددرصدی یه ماجرا نیست..شاید یه شخصیت توی یه ماجرا تقصیر زیادی داشته باشه ولی هیچ وقت نمیشه گفت مقصر ۱۰۰درصدیش اونه((:

    ۲۴ ساعت پیش
  • Yana

    1

    فکرشو نمیکردم بخوام به مهردادم حق بدم😔😂

    دیروز
  • مهوا

    3

    شما چه نویسنده صبوری هستید

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    مرسییی😭❤️

    دیروز
  • Stella

    2

    واقعا دیگه داره از آرام و دروغ ها و خودخواهیش حالم به هم میخوره بسه دیگه واقعا یه بار هم که شده با خودت صادق باش، ارام واقعا خیلی اعصابمو خورد میکنه خیلیی😑😑

    دیروز
  • Z.k

    3

    وقتی میگن دروغ کلید همه بدی هاس واقعا درست هر دورغی که داره میگه دچار یه مکافات عمل میشه . باید تا بدتر از این نشد حقیقت و بگه این شاهان هست که تصمیم بگیره بمونه یا نه.

    دیروز
  • Zeyn

    6

    آرام به شدت آدم تاکسیکیه داره به هر دوشون ضربه میزنه هم آراد و هم شاهان

    ۲ روز پیش
  • Yegane

    3

    نه آرام جان دوست نداره، الکی انقدر مراقبته و دوست داره بابا..وای جدی نمیدونم چی بگم، ولی این پارت(مثل خیلی پارتهای دیگه)خیلی وایب باحالی داشت بانو..مخصوصا که قرار گرفتنت تو اون موقعیت و تبدیل شدنش به این پارت خفن..خسته نباشی بانو

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    خیلییی این پارتو دوست دارممم... فدات بشممم😭😭❤️

    ۲ روز پیش
  • زینب

    3

    آرام خدا بگم چیکارت نکنه که همه رو داری زجر میدی. ای کاش به شاهان همه چیو بگه اون وقت خود شاهان تصمیم میگیره چیکار کنه. از اون طرف هم اراد حق داره .

    ۲ روز پیش
  • نگین حلاف | نویسنده رمان

    نمی‌تونه بگه خب

    ۲ روز پیش
کپی شد!
در حال ارسال نظر... لطفاً شکیبا باشید
ثبت نظر و امتیاز
نظرت به دیگران کمک می‌کند
شما چه امتیازی می‌دهید؟
برای ثبت امتیاز روی ستاره‌ها کلیک کنید
نام شما (اختیاری)
متن نظر (اختیاری)
۰ / ۳۰۰
خصوصی ارسال شود؟
فقط نویسنده نظر شما را می‌بیند و اینجا نمایش داده نمیشود
از اینکه نظرتان را با ما در میان می‌گذارید سپاسگزاریم 🙏

نظر شما کمی کوتاه است. چند کلمه بیشتر می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند و به خوانندگان دیگر کمک کند بهتر تصمیم بگیرند. مثلاً می‌توانید بنویسید:

  • چه چیزی در داستان، شخصیت‌ها یا نثر نویسنده برایتان جذاب بود؟
  • آیا رمان توانست با شما ارتباط برقرار کند یا احساسی را برانگیزد؟
با تشکر از همکاری شما ❤️